رهگذر من

متن مرتبط با « رضا جباری» در سایت رهگذر من نوشته شده است

تا رفت

  • نیلوبلاگ

      تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین کس واقف ما نیست که از دیده چه ها رفت بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت...

    ادامه مطلب
  • خداوندا

  • نیلوبلاگ

    خداوندا آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم شهامتی که تغییر دهم آنچه را که میتوانم و دانشی که تفاوت این دو را بدانم آمــــــــــــــــــین GOD grant me the sevenity to accept things I can not change couroge to change things I can and wisdomt Know the difference...

    ادامه مطلب
  • کیک تولد

  • نیلوبلاگ

    کیک تولدم...

    ادامه مطلب
  • عجب صبری خدا دارد

  • نیلوبلاگ

      عجب صبری خدا دارد   عجب صبری خدا دارد عجب صبری خدا دارد ! اگر من جای او بودم . همان یک لحظه ی اول ، که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان ، جهان را با همه زیبایی و زشتی ، به روی یکدگر ، ویرانه می کردم . □ عجب صبری خدا دارد ! اگر من جای او بودم . که در همسایه ی صد ها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم ، نخستین نعره ی مستانه را خاموش آن دم ، بر لبِ ، پیمانه می کردم . □ عجب صبری خدا دارد ! اگر من جای او بودم...

    ادامه مطلب
  • دل میخری؟

  • نیلوبلاگ

      گفتمش دل میخری؟ پرسید چند؟ گفتمش دل مال تو تنها بخـــــــــند خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود آمدم او رفته بود.......

    ادامه مطلب
  • هر چه بادا باد

  • نیلوبلاگ

    هر چه بادا باد مثل کبریت کشیدن در باد دیدنت دشوار است من به معجزه عـــــــــشق ایمان دارم میکشم آخرین دانه کبریتم در باد هر چه بادا باد......

    ادامه مطلب
  • رفت

  • نیلوبلاگ

    رهگذر رفت   ترک نشسته به دل,از صدای رفتن تو نشانده خاک به رویش عزای رفتن تو هنوز عطر وجودت به هر نفس جاریست عجب گرفته دلم در هوای رفتن تو اگر چه پیش تو بودن همیشه شیرین است پرم ز تلخی این لحظه های رفتن تو اسیر چشم تو بودن برای من کافیست که چشم دل بدود پا به پای رفتن تو نشان غربت دل خورده بر سر و رویش از آن زمان که شدم آشنای رفتن تو طلوع کی بکند روزگار من زین پس؟ که همنشین من است های و های رفتن تو..........  ...

    ادامه مطلب
  • ببخش

  • نیلوبلاگ

    ببخش   اگر گاهی ندانستم به احساس تو خندیدم و یا از روی خودخواهی فقط خود را پسندیدم اگر از دست من در خلوت خود گریه ای کردی اگر بد کردمو هرگز به روی خود نیاوردی اگر زخمی شنیدی گاه گاهی از زبان من اگر تو مهربان بودی و من نامهربان بودم برای دیگران سبزو برای تو خزان بودم منم اکنون برای تو مینویسم که پشیمانم گناهم را ببخش آخر...

    ادامه مطلب
  • خفته بیدار

  • نیلوبلاگ

    خفته بیدار   هر چی برات قصه میگم...چرا تو خوابت نمیاد از غم و از غصه میگم...گریه سراغت نمیاد خیره شدی به چشم من...نگات هنوز رو به منه اما دیگه گریه من...سکوتتو نمیشکنه تو قاب این دقیقه ها...تصویر ماتت رو ببین بلند شو روبروی من...دوباره لحظه ای بشین اسیر دست غم نشو...ای خفته بیدار من به کوری چشمای شب...نفس بکش کنار من نفس بکش تا قلب من...غصه رو دوش تو نشه دیو سیاه سایه پوش...ستاره پوش تو بشه طاقت این سکوتتو...نداره این قلب حقیر بلند شواز پنجه شب...وجود پاکتو بگیر...

    ادامه مطلب
  • انتظار

  • نیلوبلاگ

    انتظار   دل من تنگ نگاهت... توهنوز غریبه هستی چشم براه تو نشستم... تو ولی چشاتو بستی میدونم جدایی ما... واسه تو یه راه دیگس واسه من ی جور سکوته...توی تنهایی و بن بست من همه راه هارو رفتم...تو همه راه هارو بستی چشم براه انتظارم... تو ولی اونم شکستی آخر خطی که میگن...واسه دلم همین جاس توی این کوچه بن بست...این جداییه که با ماس من تو انتظار میمونم... تو برو با دلخوشیهات من یه آرزویی دارم... که خدا همیشه همرات...

    ادامه مطلب
  • من دوستت دارم

  • نیلوبلاگ

      دوستت دارم   آمدنت را یادم نیست, بی آنکه من بدانم بی اجازه ماندی, بی آنکه من بخواهم اما اکنون با ذره ذره وجودم, ماندنت را تمنا میکنم... ای مهمان ناخوانده دلم بمان که ماندنت را سخت دوست دارم  (رهگذر)  ...

    ادامه مطلب
  • مرگ عشق

  • نیلوبلاگ

    مرگ عشق   باد سرد زمستانی گلبرگ های گل مریم رابه آهستگی تکان داد.گل ناله کنان خبردوری خود را با باد به گوش بلبل شیدا.آن عاشق مهجور فرستاد.پرنده زیبا بادل کوچک وپر ازتپش خود جسم نحیف بی رمقش را به گل رساند. ناله وزاری کرد که ای جفا پیشه این چه وقت دوری کردن است؟ من چگونه دردهجران تورا تحمل کنم؟بیچاره گل مریم شبنم صبحگاهی را ازدیده فروبارید وبه دلداری از بلبل عاشق پرداخت و گفت:هنئزچند صباحی ازوقت وصال باقی است و تومیتوانی دمی کوتاه از مصاحبت من لذت ببری! دقایقی نگذشته بود که باغبان پیر با...

    ادامه مطلب
  • از سیب متنفرم

  • نیلوبلاگ

    اولین باری که عاشقت شدم یادته؟ من یه کرم سیب بودم و تو ی کرم ابریشم... من به تو قول دادم دیگه هیچوقت سیب نخورم وتو هم قول دادی دور خودت پیله نزنی...ولی نمیدونم چی شد که من طاقت نیوردمو فقط یه خورده سیب خوردم تو هم از قصه دور خودت پیله بستی و... حالا دومین باره که عاشقت شدم. ولی من هنوز ی کرم سیبم ولی تو یه پروانه خوشگل... تو پر زدی و رفتی و من موندم و سیبایی که دیگه جایی برای خورده شدنشون نمونده... دیگه از هر چی سیبه متنفرم......

    ادامه مطلب
  • دوستت دارم

  • نیلوبلاگ

    دوستت دارم   مرا صدبار از خود برانی دوستت دارم به زندان خیانت هم کشانی دوستت دارم چه سود از مهر ورزیدن چه حاصل از وفا کردن مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم...

    ادامه مطلب
  • مسافر من

  • نیلوبلاگ

    مسافر من   مسافر خسته من بار سفر رو بسته بود...تو خلوت آیینه ها به انتظار نشسته بود میخواست که ازاینجابره اما نمی دونس کجا...دلش پر از گلایه بود اما نمی دونس چرا دفتر خاطراتشو تو طاقچه جا گذاشتو رفت... عکسای یادگاریشو برای ما گذاشتو رفت دل که به جاده می سپرد کسی اونو صدا نکرد...نگاه عاشقونه ای برای اون دعا نکرد حالا دیگه تو غربتش ستاره سر نمیزنه... تو لحظه های بی کسیش پرنده پر نمیزنه با کوله بار خستگی تو جاده های خاطره... رهگذر خسته من یه عمره که مسافره...

    ادامه مطلب
  • در انتظار رهگذر

  • نیلوبلاگ

    درانتظار رهگذر   رهگذر به انتظارت خواهم ماند. تا ابد برای همیشه... زیرا میدانم به سوی من باز خواهی گشت... پس با همه ی توانم تلخی این انتظار را تحمل خواهم کرد. به انتظارت خواهم ماند. زیرا قلب من با هر تپش خود آهنگ خاطرات گذشته را مینوازد. قلبی که در آن خاطره ها و خوشی ها تا ابد مدفون است... حتی اگر بدانم جسمت به سوی من باز نمیگردد. بازهم به انتظار می نشینم... شاید روزی صدای پایی شنیدم که از آن تو باشد...  ...

    ادامه مطلب
  • بازی دل

  • نیلوبلاگ

    بازی دل   در بازی دل نگاه من مست تو بود هر برگ دلم شکسته پابست تو بود من شاه دلم را به زمین انداختم اما چه کنم که تک دل دست تو بود......

    ادامه مطلب
  • بی خبر

  • نیلوبلاگ

    بی خبر   ز غم کسی اسیرم که زمن خبر ندارد عجب از محبت من که در او اثر ندارد غلطست هرکه گوید دل به دل راه دارد دل من زغصه خون شد دل او خبر ندارد......

    ادامه مطلب
  • کوچه

  • نیلوبلاگ

    کوچه   بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از شوق وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم... ...

    ادامه مطلب
  • ماهیه...

  • نیلوبلاگ

    ماهیه شده بود باورش...تورو اگه بندازن رو سرش میشه عروس ماهیا...شاه ماهی میشه همسرش   ماهیه نبود تو باورش...تورو اگه بندازن سرش نگاه سرد ماهیگیر...میشه نگاه آخرش..................

    ادامه مطلب